eye purity part 2

نجابت چشم

 

شماره دو:

 

آن چه در نوشته ى نخست (مقاله ى قبل) مطرح شد، بازبينى ِ رخداد و ترتيبِ تحليلى آن در سه مرحله ى امور به واسطه ى نياز – نياز به واسطه ی ابزار – و ابزار براى بروز نياز بود.

با توجه به موارد تشريحى، توصيفى و تحليلى قبل، به سراغ رويدادهاى واكنشىِ نيازهاى ثانويه ميرويم.

و اهميت سوالات پايانى را در نيازهاى ديگرى که بالواقع ذهن را يادآور نمى شود مى رسيم. مثل ديدن. مثالى كه در ابتدا مطرح و در نهايت اين سرى مقالات نقطه ى اصلى توجه نويسنده است. چشم، ابزار مشاهده است اما صرفاً به ديدن ختم نمى شود.

چشم روزنه ى ذهن است و ذهن متوسل به بُعد فرا جسمانى (با مقبولیت سه واحد نهاد-خود و فراخود ) و هم چنين، چشم متوصل و مربوط به جسم.

بنابر احتياجات مختلف، نياز ما را وادار به ديدن مى كند. از آن جايى كه يكى از حواس پنج گانه ى بشر، “ديدن يا مشاهده” مى باشد، ما در امور و رخدادهای مختلف، يا مستقلن از ابزار چشم بهره مى جوييم  يا به مساعدت ديگر حواس، به رفع يا دفع نياز اقدام مي كنيم.

فارغ از امور سطحى و اوليه (كه هر چند در ذهن نويسنده به زير جوخه ى سوال برده مى شود و تن تمام اعمال و عملكردهاى سطحى و روزانه را با انواع پرسش مى آزمايد و چون فولاد آب ديده مى كند) به سراغ رخدادهاى ثانويه و سهولتى براى درك مسائل كنونى مى رويم.

به طور كلى انسان از تاثيرات محيطى، به يك واحد جزئى از همان محیط تبديل مى شود.

محيط نخست، خانه و خانواده است. جايى كه بشر در آن متولد شده، رشد مى كند و به مرگ نزديك مى شود، مرتباً از محيط خود تاثير گرفته و در غايت تاثير پذيرى، براى ديگران و ديگر نوعان كه جزء محيطِ آنان شده نيز، تاثيری هرچند اندک خواهد گذاشت. بنابراين بشر مجموعه ى ديده ها، خوانده ها، شنيده ها و به طور كلى (تجربه هاست) . هر فرد همان طور كه از محيط خود شكل مى گيرد، به صورت اندك نيز به محيط شكل مى دهد. هر فرد همان طور كه از ديگران تاثير مى پذيرد، طبعاً بر افراد ديگرى هم تاثير مى گذارد.

نزديك بودن اين تاثيرات و موثراتِ موجود، يك زنجيره ى كنشى را نشان مى دهد كه قابل تغيير نخواهد بود، چرا كه توازن موجودِ ساليانِ سال را به هم مى ريزد؛ مگر از ابتداى امر و به ندرت و گذران چندین دوره.

يكى از مهم ترين و اصلى ترين شكل گيرى ها (كه هم قالب فيزيكى دارد و هم فرافيزيكى-متافیزیکی-) چشم و فعلِ ديدن است. ابزار چشم، به واسطه ى مجموعه واكنشهای عصبى، درگير مواردى چند از موضوع دريافتى مى شود.

چشم نسبت به يك تصوير (صحنه و رويدادى كه امكان مشاهده كردن داشته باشد و در محيط رخ دهد) در تعاريف و مصاديق مختلف، تحريك به فعل ديدن مى شود. آن چه كه در صدمى از ثانيه روى مى دهد و مجال انديشيدن به آن را از بشر مى گيرد. اما آن چه كه باعث جلب توجه مى شود و تعريف ديدن به واسطه ى چشم، شكل مى دهد بنابر چه نيازى است كه اين رويداد، انجام مى گيرد؟

پاسخ، بازگشتى است به تمامى آن چه كه ما را شكل مى دهد – يا ما را شكل داده – و يا تقرير بر تشكيل شاكله ى وجودى ماست…

سلايق و تفاوت نظرها نيز بر همين نكته اشاره دارند. اما هر چه در اين سال ها رخ مى دهد و در آتيه ى بشر به آن خواهيم رسيد، مشابه شدن اكثر سلايق و نظرهاست.

سلايق پوشش، به تعاريف بسيار بسيار نزديك رسيده؛ سلايق ترجيحات سينمايى، تصوير و هر گونه قالب بصرى به يك تعاريف بسیار نزديك رسيده و الی آخر….

اين سلايق چگونه مسيرى را در طى اين سال ها طى كرده اند كه با توجه به متنوع بودن و تفاوت روش ها و مدل هاى زندگى، بازخورد يكسان و مشابهى دارند؟

پاسخ، مشاهدات يكسان است.

اگر افراد داراى سواد بصرى ناقص يا كم ترى هستند، ايراد بر آنان است اما نه صرفاً و كاملاً.

ترويج هر نوع نگاه ساده و سطحى، و ديدن و چشم گذاشتن به پاى هر نوع تصوير، كليّت قضايا را دگرگون مى كند و شكل پذيرى آنان را روان تر.

تماشاى فيلم هاى سخيف، تصاويرى بسيار ضعيف تر، سطحى تر (و معمولى تر از حتى زواياى نگاه عاميانه به يك اتفاق) و هم چنين خالى از مفهوم و انگيزه ها و تحريكهای درك و شناخت تصوير باعث مى شود در مدت زمان مربوط، ساده بين (نه بمعنای مینیمال) ، سطحى و ضعيف شود. چرا كه مادامِ آن چه كه قرار است شاكله را بيافريند، غلط و نادرست انتخاب شده و دريافت از آن پديدار مى شود.

بنابراين اگر پوشش يكسان جامعه از تاثيرات افراد همان جامعه شكل گرفته باشد، اين موضوع به مشاهدات همان منطقه بر مى گردد. يعنى از رسانه و انواع رسانه ى آن ريشه مى گيرد.

اگر سلايق پوشش را فيلم هاى متداولِ موجود، عكس ها، تلويزيون، رسانه هاى اجتماعى و هم چنين ممنوعيات مختلف شكل مى دهند، موارد ديگر به راحتىِ بيشتر تحت تاثير خواهند بود. از گرايشات جنس مخالف و تحريكاتى كه در پى دارد تا چيدمان منازل و مهم تر از همه “انتخاب تكرارى ميان اندوهى از كائنات” اما، اكنون با توجه به زير شناخت و درك ريشه هاى نيازها و امور مرتبط با آن ها كه بر اساس محيط شكل مى گيرند، چگونه مى توان با عدم دسترسى صحيح و شناخت ِمواضعِ ديگر، اصلح خود را بشناسيم؟! چگونه مى شود يك به يك از رفتارهايى كه ما را به “وضعيت كنونى” خود رسانده، رهايى يابيم و به “فراخود” برسيم؟

 

گزيده ى دوم

از سرى مقالات “نجابت چشم”

بهار و تابستان ١٣٩٦ خورشيدى

آرمين اميريان

2 Replies to “eye purity part 2”

  1. ارمین جان مقاله ها تو رادارم مثل نردبان کارهایت دنبال میکنم وهردفعه چیزی برای اموختن بردرک من دارد من نردبان خوبی برای تو نبودم ولی تو نردبان خوبی هستی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

four × one =